• مسافری با پاپوش‌های جهنمی

مسافری با پاپوش‌های جهنمی

هوپا
18000
موجود
به این کتاب امتیاز بدهید:
ماجراجویی
نویسنده: سید فلاش‌من
مترجم: نسرین‌نوش امینی
گروه سنی:11تا15سال
ناشر: هوپا
چاپ اول:1396
212صفحه

حواس‌تان را جمع‌کنید، همه‌چیز ممکن است، حتی دیدن اجداد پدربزگ‌تان که 300 سال پیش دزد دریایی بوده. اگر باور نمی‌کنید، این داستان را بخوانید. راستش، بادی هم این‌چیزها را باور نمی‌کرد. در خانه‌ای که زندگی می‌کردند، پدر پدربزرگش همیشه شیپور به دست در خانه می‌چرخید و می‌گفت دارد با ارواح ارتباط برقرار می‌کند. اما این‌ها برای دیگران مسخره بود. برای بادی هم همین‌طور. او حتی گفته‌بود یک بار با یکی از ارواح خانوادگی از داخل لوله‌ قوی صحبت کرده....
بادی و خواهرش در خانه موروثی‌شان تنها زندگی می‌کنند. خواهرش 23 سال دارد و وکیل است. پدر و مادر آنها در سانحه هوایی در مکزیک کشته شده‌اند و بادی و خواهرش تنها مانده‌اند و هیچ قوم و خویشی ندارند. تا اینکه یک شب تلفن مشکوکی به آنها می‌شود و شخصی از پشت تلفن از خواهر بادی می‌خواهد که به او کمک کند و می‌گوید که از اقوام آنهاست و در طبقه سیزدهم ساختمانی در شهر گرفتار شده است. اما آنها هیچ قوم و خویشی ندارند. آنها تصور می‌کنند یک نفر سر به سر آنها گذاشته است چون در این شهر هیچ‌ساختمانی طبقه سیزدهم ندارد، چون خرافاتی‌ها دوست ندارند در طبقه سیزدهم کار یا زندگی کنند. خواهر بادی فردا صبح از خانه خارج می‌شود اما هرگز بر نمی‌گردد. بادی نگرانش می‌شود و متوجه می‌شود که او قبل از خروج از خانه، به کتاب شجره‌نامه خانوادگی‌اش سر زده و اسم کسی که تلفن زده را پیدا کرده است، کسی که 300 سال قبل زندگی می‌کرده است. بادی تصمیم می‌گیرد به همان‌جا برود شاید خواهرش را پیدا کند اما سر از یک کشتی دزدان دریایی 300 سال قبل سر در می‌آورد و روح اجداد را می‌بیند که...

نظرات کاربران
ارسال نظر